اولین پست مامانی
سلام مامانی
این اولین نوشته ای که واست مینویسم قربونت برم هنوز دنیا نیومده شدی همه دنیا و رویای من و بابایی ایده وبلاگ زدن واست و از یه وبلاگ دیگه کش رفتم هههههه چند روز پیش با بابایی داشتیم تو نت دنبال اسم میگشتیم البته من داشتم بلند واسه بابایی میخوندم اسم ها رو که اسم ملیسا نظرمو جلب کرد بابایی هم بدش نیومد از اس ملیسا خلاصه با کلی حرف زدن بابایی رفت لالا منم از بیخوابی تو گوگل اسم ملیسا سرچ کردم یه وبلاگ نظرمو جلب کرد دیدممم بلههههههه یه بابایی واسه دختر کوچولوش وب زده از روزی که دنیا امده تا الان که چهارسالشه دیدم چرا که نه من واسه کوچولوم یه وب بزنم از الان که هنوز به دنیا نیومدی ولی میدونی مامانی مشکل اینجا بود که دکتر مامانی بهم گفته بود که گوشی اگرهم مدم اینترنت دارین جمع کنین چون اشعه داره واسه جنین خطرناک مامانی هم که حساااااس رو کوچولوش گوشی مدم جمع کرد امروز هم مامانی تنها بود بابایی هم سرکار لبتاب برداشتم امدم خونه خالم الان در خدمتت هستم واییی مامانی نمیدونی چقد واسه امدنت بغل کردنت شوق دارم کیلو کیلو قند تو دلم اب میشه راسیییییی فردا یعنی1394/11/19هفت ماهت میشه من چجوری تا اریبهشت صبر کنم تا به دنیا بیای شیطون من بی صبرانه منتظرتم هم من هم بابایی هم کلی خانواده



اولین پست مامانی 
